تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۴ | 0:42 | نویسنده : sara&erfan |
تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم آذر ۱۳۹۴ | 0:41 | نویسنده : sara&erfan |
love-lovely (13) 

 

برام هیچ حسی شبیه تو نیست... 

کنار تو درگیر ارامشم....



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۴ | 20:50 | نویسنده : sara&erfan |

love (2) 

valentine (6) از دورتـــرین فاصله ها به هــم رسیدیم و تـا اوج بــودن با همیم….valentine (6)

.

valentine (6)پنج سال سرعت برق و باد گذشت… پنج سال سرشــار از خاطره هاvalentine (6)

.

valentine (6)و خوشحالـم که روز به روز پیوند عشـــقمان مستحکــم تر میشود…valentine (6)

دوستت دارم



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۴ | 20:46 | نویسنده : sara&erfan |
love (1) 

.
21 و حسی بالاتر و شیرین تر از این نیست که با گفتنش قلبتـــــــ را آرام کنم 21

21 و هیچکس در این دنیا نیست برایم با ارزش تر از تــــو 21

21 و هیچکس در این دنیا نیست جز تـــو  که به اندازه وسعت قلبـــم او را بخواهم 21

21 و این حس و این لحظه برایم مقـدس است 21

21 چونکه تـــو اینکــ در کنارمی و قلبـــم از همینجا احساسش را برای تـــــو مینویسد 21

21 با من بمــان جاودانـــــ21

21 با من بمان ای مهربان ای مهربان جاودان 21



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۴ | 20:42 | نویسنده : sara&erfan |
 ms (2)

و رویای ما به حقیقت پیوست، قلبهای ما به هم پیوست و زندگی آغاز شد
به تو رسیدم در اوج آسمان عشق
این بود قصه ی من و تو و سرنوشت
تو آمدی و دنیا مال من شد
همه ی انتظار و دلتنگی ها و غصه ها تمام شد
تو آمدی و عشق آمد و پیوند ما در کتاب عشق ثبت شد
باور نداشتم مال من شده ای
لحظه ای به خودم آمدم و دیدم همه زندگی ام شده ای
عشق معجزه نیست، حقیقتیست در قلب ها که پنهان است
به پاکی عشق، به لطافت با تو بودن و ما با هم آمده ایم که به همه ثابت کنیم معنای عشق واقعی را 

 

 

من و عرفانم بالاخره 27 تیر 1394 بهم رسیدیم... 



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۴ | 20:40 | نویسنده : sara&erfan |

بهت نمی گم دوسِت دارم،ولی قسم می خورم که دوسِت دارم

بهت نمی گم هرچی که می خوای بهت می دم،چون همه چیزم تویی

 نمی خوام خوابتو ببینم، چون توخوش ترازخوابی

اگه یه روزچشمات پرِاشک شد ودنبال یه شونه گشتی که گریه کنی،

صِدام کن بهت قول نمی دم که ساکتت کنم ،اما منم پا به پات گریه می کنم

اگر دنبال مجسمه سکوت می گشتی صِدام کن، قول می دم سکوت کنم

 اگه دنبال خرابه می گشتی تا نفرتتو توش خالی کنی ، صِدام کن چون قلبم تنهاست

 اگه یه روزخواستی بری قول نمیدم جلوتو بگیرم اما همیشه به پات میمونم که برگردی

اگه یه روز خواستی بمیری قول نمی دم جلوتو بگیرم اما اینو بدون

"من قبل از تو میمیرم"





تاريخ : جمعه یکم آذر ۱۳۹۲ | 21:23 | نویسنده : sara&erfan |



دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنی


که پشت خوابهای نا آرام تو...


چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست...


دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم


که پشت نگرانی های زنانه ی من...


مردی ایستاده که دیوانه وار دوستش دارم!



تاريخ : جمعه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۲ | 21:57 | نویسنده : sara&erfan |

 

 

بمان با من....

که تو تهنا بهانه ای برای بودنم....

دوووووووووووووووووووشت دااااااااالم ژیاد ژیاد



تاريخ : پنجشنبه چهاردهم شهریور ۱۳۹۲ | 20:6 | نویسنده : sara&erfan |


 

 

 

مهربونم، گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

         نازنینم، بهترینم.

                    عشقم، امیدم، جونم.

                                        با توام ، با تو، دنیای من. 

میخوام لحظه هام رو با تو بگذرونم. تمام لحظه های که حالا دارم و نمی دونم چند سال، چند ماه، چند هفته، یا چندروز دیگه میتونم و فرصت دارم با تو باشم یا نه؟!

ارزش این لحظه ها رو با هیچ چیز دیگه نمیتونم برابر بدونم.

میخوام تو تمام لحظه هایی که میتونیم داشته باشیم،با تو باشم.

 کنارت،

         همراهت،

                          هم قدم

                            و هم نفس با نفس کشیدنت.

میخوام تا میتونم صدای قلب مهربونت رو بشنوم. تا میتونم نفسهات رو بشنوم و حفظ کنم.

میخوام ضربان قلبت رو بشمارم تا وقتی نیستی، از حفظ بشمارم و ثانیه هام رو با تو تنظیم کنم.

کنارم بمون، تا زنده بمونم. با من باش، تا دووم بیارم.

مراقب چشمات باش، تا امیدوار بمونم. مراقب قلبت باش، تا زنده بمونم. مراقبم باش، تا کنارت بمونم.

گفتم، هزار بار دیگه هم میگم:

دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم. دوستت دارم عرفانم . . . تا هر زمان که زنده باشم.



تاريخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ | 13:48 | نویسنده : sara&erfan |
 
اینــــ  بـــــار  ڪــــہ  آمــــدے


دستــانتــ  را  روے  قلبمـــ  بـــگـذار


تـــــا  بفهمــے  اینــــ  دلــــ  …


بــــا  دیــــد نــــ  تــــــــو


نــمــے  تــپـــد


مــے  لـــــــرزد 



 
   عکس عاشقانه جدید 2015 با متن فارسی 

تاريخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ | 13:46 | نویسنده : sara&erfan |


کاش می شد روی خط سرنوشت

روزهای با تو بودن را نوشت..

سرنوشت , ننوشت

گر نوشت , بد نوشت

اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !



تاريخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ | 13:43 | نویسنده : sara&erfan |


 جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام”



تاريخ : جمعه هشتم شهریور ۱۳۹۲ | 13:40 | نویسنده : sara&erfan |
 
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org 
 
مــن

بــی‌ تــــو

در غریب‌ترین شهر عالمـــم . . .


بــی ‌مــن

تـــو در کجــای جهـانـــی

کــه نـیـسـتـی ؟ ! . . .


تاريخ : دوشنبه چهارم شهریور ۱۳۹۲ | 20:54 | نویسنده : sara&erfan |

  دستش را بگیر ...



  با عشق نوازشش کن



  دعوتش کن به یک رقص



  بگذار با قدمهاییکه به سویِ تو می‌‌آید



  از خودش دور شود .



  شاید نمی‌‌دانی



  آغوش یک مرد



    گاهی



  دنیایِ زنیرا خراب می‌‌کند !



  گاهی، آباد



  ... دستش را بگیر



  نوازشش کن



  دعوتش کن به یک رقص



  حواست باشد



  دنیای یک زن هیچ وقت خبرت نمی‌‌کند



   " به مردی که زبانِ سکوت زن را بفهمد ، باید گفت خدا قوت "


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ | 15:16 | نویسنده : sara&erfan |


   مثل یک کویر نشین


   اسبی داشته باشم ‍!


   و عاشق یک ستاره باشم


   شب که شد


   تو در آسمان میدرخشی


   من مثل دیوانه ها


   میتازم


   میتازم


   میتازم


   تا جاییکه تکلیفِ شب را با ستارهاش روشن کنم .


   ... بگذار فرزندانِ ما بگویند


   کویر نشین غریب عاشق می‌‌شود


   عجیب میمیرد


   میبینی؟


 حتی نرسیدن به تو هم ، داستانِ پر از رویایِ خودش را دارد !


   یادت باشد


   عاشق را نه شب تهدید می‌‌کند ، نه مرگ


   فقط فاصله ...







تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ | 15:13 | نویسنده : sara&erfan |
آرزوی من این است زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم تو برای من تنها...

 





تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ | 15:5 | نویسنده : sara&erfan |

با کسی زندگی کن که مجبور نباشی

یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی ...

 



تاريخ : یکشنبه ششم مرداد ۱۳۹۲ | 15:1 | نویسنده : sara&erfan |



دختـــرک رفت ولــی زیـر لب این را میگفت :

” او یقینــا پی معشــوق خودش می آیــد “

پســرک ماند ولــی روی لــبش زمـزمـه بود :

” مطمئنــا که پشیمــان شــده برمیـــگردد “


عشـــق قربـــانی مظلـــوم ” غـــرور ” اســـت هــنوز . . .



تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ | 18:17 | نویسنده : sara&erfan |
 


"ســـرد است و مــن تنهایــــم"

چــه جملـــه ای!

پـــر از كلیشـــه...

پـــر از تهـــوع...

جــای گرمــی نشستــه ای و میخــوانی:

"ســرد اســت"

یــخ نمی كنـــی...

حـــس نمی كنـــی.....

كــه مــن بــرای نوشتـــن همیــن دو كلمــه

چــه ســرمایی را گذرانــدم...




تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ | 18:16 | نویسنده : sara&erfan |

اگر شعر‌های من زیباست

اگر شعر‌های من زیباست 
دلیلش آن است 
که تو زیبایی. 

حالا 
هی بیا و بگو 
چنین است و چنان است. 

اصلاً 
مهم نیست 
تو چند ساله باشی 
من همسن و سال تو هستم 

مهم نیست 
خانه‌ات کجا باشد 
برای یافتنت کافی است 
چشم‌هایم را ببندم. 

خلاصه بگویم 
حالا 
هر قفلی که می‌خواهد 
به درگاه خانه‌ات باشد 
عشق پیچکی است 
که دیوار نمی‌شناسد. 



تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ | 18:14 | نویسنده : sara&erfan |

تنهایی من

قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق
عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.
چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!
که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی 
و خود در تنهایی و
سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینی
و خاموش و بی صدا به شادی ستاره های از تو گشته جدا
دل خوش کنی
و باز هم تو بمانی و تنهایی و دوری…

 



تاريخ : دوشنبه بیستم خرداد ۱۳۹۲ | 18:11 | نویسنده : sara&erfan |

نگـــــــران نباش


حــــال مـــن خـــــــوب اســت بــزرگ شـــده ام …


ديگر آنقـــدر کــوچک نيستـم که در دلــــتنگي هـــايم گم شــــوم


آمـوختــه ام، که اين فـــاصــله ي کوتـــاه، بين لبخند و اشک

 نامش ” زندگيست


آمــوختــه ام که ديگــر دلم براي ” نبــودنـت ” تنگ نشــــود…


راســــــتي، بهتــــــــــر از قبل دروغ مي گويــــم…


 حــــال مـــن "خـــــــوب اســت ”

خــــــوبِ خــــوب

 

       




تاريخ : شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ | 23:47 | نویسنده : sara&erfan |

ننه "من" غریب می گفت...

یکی بود...یکی بود...یکی دیگر هم بود!

یکی قصه گفت...یکی شنید...یکی دید!

یکی ماهرانه گفت...یکی باورش شد...یکی دید!

یکی گرگ شد...یکی بره شد...یکی دید!

یکی فراموش کرد...شاد ماند...یکی ماند...مرد...یکی باز هم دید....

یکی نبود...یکی نبود...یکی بود...

قصه ی ما به سر نرسید!




تاريخ : شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ | 23:18 | نویسنده : sara&erfan |
  هوا سنگین بود
آسمان بارانش گرفته بود
ودخترکی خیس از بی سرپناهی آهسته میگفت:
خدایا گریه نکن, درست میشه

                                  

جملات زیبا گیله مرد

از کوچه پس کوچه های قلبم روی خاک کویر تو پرسه میزنم .

به کجا خواهم رفت لمس دست تو خواب نیست پلها شکسته است.

شبها آسمان هم دیگر لالایی نخواهد گفت.

افسوس گهواره ام خالیست.

تو به یاد چه کسی نشسته ای؟

جاده تاریک است و کوچه بن بست





تاريخ : چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ | 20:3 | نویسنده : sara&erfan |

    اسم قاشق را گذاشتی قطار....هواپیما....کشتی تا یک لقمه بیشتر

 بخورم!

یادت هست مادر؟

شدی خلبان، ملوان، لوکوموتیوران....، میگفتی بخور تا بزرگ

بشی...

و من عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم

قورت

بدهم

حتی بغض های نترکیده ام را......


 

 

خيلي دلم گرفته خدا جون



تاريخ : چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ | 20:0 | نویسنده : sara&erfan |

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد 

 

تنهایی یعنی

 

عبور می کنم هر روز

 

از کنار نیمکت های خالیه پارک....

 

طوری که انگار

 

کسي در در نیمکت های آخر

 

انتظارم را میکشد

 

و به انجا که میرسم باید.....

 

وانمود کنم که باز هم دیر رسیده ام!!!!

 

 




تاريخ : چهارشنبه یکم خرداد ۱۳۹۲ | 19:57 | نویسنده : sara&erfan |



تاريخ : شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۱ | 20:15 | نویسنده : sara&erfan |

 

تو با اومدنت روشنایی رو به زندگیم آوردی و با رفتنت منو توی ظلمت

و ســیاهی تنها گذاشتی.كاش هیچ وقت چشامو باز نمی كردم و این

روشنایی رو نــمی دیدم.میدونم اینا برات یه مشت چرت و پرته،اما تو

فكر نكن من دارم این چرت و پرتارو بـــرای دلـــخودم می نـویسم كه

حرفام توی دل بمونه. . . ایـنم خــودت یادم دادی.اون روز كه اینجا رو

ساختم اینقدر دوستت داشتم كه می خواستم یه جوری به همه

بگم كه چقدر دوست دارم....اما افسوس  .



تاريخ : چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۱ | 22:28 | نویسنده : sara&erfan |
گرگ ها هرگز گريه نمي كنند

اما گاهي عرصه زندگي چنان بر ان ها تنگ مي شود

كه بر فراز بلندترين قله ها مي روند و دردناك ترين

زوزه هارا مي كشند



تاريخ : سه شنبه هفتم آذر ۱۳۹۱ | 21:1 | نویسنده : sara&erfan |
  • ایران کاشی
  • معانی